What The Hell If I'm Not Perfect ! Boo Freakin Hoo :eek

… دریا واسه کشتی های بی سرنشین جا نداره، پس من چرا غرق بودم،

Reach Out , and Touch Faith

سلامی به گرمیِ ولمون کن بابا، الان گرما از کجا برات بیارم چلّه
زمستون؟ تازه از گرمای وجودم بهره ای نبودیم که بهتون تزریق کنیم، شمام
پرانرژی ورجه وورجه کنین اینور، اونور. والا بخدا. میدونی، فازم فاز غم
انگیزیه یعنی. خیلی یعنی. اصلاً وضعش وضع خرابیه. اطرافیام دارن گازشو
میگیرن، میرن و دور و دورتر میشن اونوقت من نمیتونم کاری کنم در موردش …
راستش رو بخواین. از اینکه از خودم ناامید باشمم ناامید شدم. راستش رو
بخواین، اصلاً در عین اینکه از خودم ناامیدم، تلقین های خاص خودم رو میکنم.
راستش رو بخواین یا نخواین، کلاً الان دارم راستش رو میگم چون اصلاً دیگه
فاز، فاز تظاهر نیست. فاز، فاز یه سری ادعـای هـای خفـن با لحن هیتلرآمیز
نیست که همه بگن، هورا هورا. تو خیلی خفنی. به قول، سـارا، توحید، مرحوم
ماندلا، فقط حرف میزنی. فقط. به عمل میرسه؛ زارت. راستش، از باب اینکه من
به خودم بنازم. بله آدم کثیفی بودم. :دی فرتی میگفتم من منم، فلانم، بهمانم
و واقعاً هم بودم. حتی مامانمم بالحال برای اینکه مثلاً انگیزش ایجاد کنه
میگه، کی میگفت من اینم، من اونم؟ علی تو نبودی؟ منم سرمو میذارم پایین.
عین خیار رامو میکشم میرم. حالا وارد جزئیات نمیشیم … ولی چی، الان
میبینم که دورُ وریام سر یه چیزایی که واقعاً نمیگم مقصر نبودم که اشدِّ
تقصیر برگردن خودمه و عوامل دیگه هم موثر بودن، اینقدر مارو میکوبن. کوبیدن
به این معنی نیست که مستقیماً چیزی بگن. چون شاید در جریان نباشین، ولی
دوستانی که کاسه کوزه یکی هستیم میدونن که هیچکی مستقیماً نمیتونه منو
بکوبه متاسفانه. چون اول کلاً میسر نیست چون اولاً میترکه، دوماً از اینکه
میترکه هم راضی هست. که خداروشکر علی فقط مارو ترکوند. البتّه اغلب دیده
میشه، با افق پیمان دوستی میبندن و توش محو میشن. منظور از کوبیدن اینه،
دیدی بعضی وقتا هست، یکی حس میکنه ازت برتره. خیلی؛ بعد حس میکنه که چون تو
یه بابی که الان دغدغه تو هست. برتری نسبی داره. خیلی خفنـه و تو هیچی
نیستی؟ الان فازش یکم مشابه هستش. بنابراین، من، آقا علی، که زیاد میگم آره
… وجداناً از امروز دیگه شروع میکنم درس بخونم. از امروز فلان از امروز
بهمان. من از امـروز میشینم پای درسم. آره آقا، به درک اصلاً من معرکه
نیستم. به قیر ـه سنگ فرش خونه ی عمم اینا که من الان عالی نیستم. ولی برای
منی که برای هر زهرماری که تو زندگیم بوده سخت جنگیدم، اُفت داره بشینم
الکترواسموک تنهایی رو با دیسکوی Mono صرف کنم، بعدم انار دانشگاه شریف رو
مزه مزه کنم. اُفت داره ملت! برای همینم. میشینم میخونم. نتیجه آوردیم که
فبها، نشدم باکی نیست. من چیزی رو که بخوام بدست میارم آخر سر. ولی آی من
میسوزم الان. آی من میسوزم الان. آی من میسوزم الان و آی من میسوزم الان
عزیزان. از قدیم گفتن، روی هرچیزی دست میذارن، روی غیرت یه آدمی که خیلی خل
وضع تشریف داره دست نذارین. چون یا باعث میشه خودشو جِـر بده یا شمارو. و
بله، من روی خانوادم حساسم. وقتی کسی توی یه موردی که الان دغدغه فکری من
هست. با دیالوگ های کاملاً مضحک و به غایت مشمئز کننده میاد حسی القا میکنه
که آره، من خیلی خوبم. تو زشتی. هپلی و پلشتی و باقی داستان های کودکانه
که زاده ی یه ذهن خوشحال و فندقی هست، باعث میشه فکر کنم پدرم، مادرم،
اونجور که باید جواب زحمتشونو ندادم من آی میترکم! آی من میترکم! و وجداناً
هم هروقت این حس رو داشتم. چنان از خجالتشون در اومدم که خودم لذت بردم.
پس خطاب به اون سری از دوستان میگم که حس میکنن این علی یه سال نخونده، که
یعنی ما ازش بهتریم. خیلی خفنیم. دبیر خوب داریم. مشاور خوب داریم. نه من
مشاور ندارم، مدرسه خوبی هم ندارم. الانم پایه سوم خوبی ندارم. هات دِ هِل،
اصلاً هیچی ندارم. ولی چی دارم؟ جنگندگی. و پاش بیفته، که افتاد. میبینم
همو. والسلام.

+ بخاطر لحنم از همه عزیزان معذرت میخوام، آمپر یه مقداری بالاست.

+ با یکم موزیک چطورین؟ خط اول از چاوشی هست.  [ همسایه ] ، بعدش از دپش مود ـه، [ Personal Jesus ] و
یه مورد دیگه که الان فاز حسم هست، کریپ ریدیوهِد رو شنیدین دیگه؟ یه
بانوی بسیار خوش صدا کاورش کرده. با صدای این بانگ But I'm creep ـشو
بشنوین. [ Holly Henry – Creep ]